السيد الطباطبائي
167
مجموعه رسائل ( فارسى )
محسوس وخواه غير محسوس ، هستند و گاهى متشكل از معانىاى هستند كه غير صورتها مىباشند ؛ « 1 » و اين كه حصول علم به كنه صورتها ، بر خلاف معانى ، محال است ؛ و اين كه تصديق در مورد معانى از تصديق در مورد صورتها اصدق است . با توجه به اين نكات روشن مىشود كه كثرت موجود در معانى وكليات وامور اعتبار ، بعد از كثرت موجود در علم جزئى حاصل مىشود . همچنين روشن مىشود كه جزئى ازنظر شناسايى نزد خيال وكلى از نظر شناسايى نزد عقل اقدم است . سپس در فصلى ديگر روشن مىكنيم كه تصديق به ضرورى ونظرى تقسيم مىشود وتصديق نظرى به تصديق ضرورى منتهى مىشود . باتوجه به تمام اين نكات روشن مىشود كه لازم است علم ، به آنچه تصديق نظرى برآن توقف دارد به وجهى علم به مطلوب باشد ؛ نيز معلوم مىگردد كه ممكن است تصديق نظرى به يكى از تصوراتى كه اين تصديق بر آن متوقف است منحل شده و مورد جهل واقع شود ؛ وهمچنين معناى آنچه از معلم اول نقل شده مبنى بر اين كه ، هر تعليم وتعلم ذهنىمسبوق به يك علم است ، آشكار مىگردد . همچنين اين مطلب آشكار مىگردد كه استنتاج فكرى جز از طريق تحليل توأم باتركيب انجام نمىگيرد . سپس در فصلى ديگر تبيين مىكنيم كه ضروريات چنانچه ذكر كردهاند شش قسم هستند ، « 2 » و با يك بيان عام توضيح مىدهيم كه غير اوليات بالذات ، ضرورى نيستند
--> ( 1 ) . منظور از معانى غير صورتها ، معقولات ثانيه است . معقولات ثانيه آن دسته از مفاهيم ذهنى هستند كه ما بازاىخارجى ندارند و بر اساس معقولات اولى ، توسط ذهن ، ساخته مىشوند . دستهاى از اين معقولات وصف اشياء خارجى هستند . مانند : عليت ، معلوليت ، وجود ، عدم ، قوه و فعل ؛ و دستهاى ديگر وصف اشياء ذهنى هستند مانند كليت ، جزئيت ، نوع بودن و جنس بودن . دسته اول را معقولات ثانيه فلسفى ، و دسته دوم را مقعولات ثانيه منطقى مىنامند . معقولات ثانيه فلسفى را اعتبارات فلسفى هم ناميدهاند ( 2 ) . ارسطو ، انولوطيقا الاواخر ، 71 الف - 1